العلامة الحلي ( مترجم : سلطان حسين استرآبادى )
مقدمهء مصحح 14
الرسالة السعدية ( رساله سعديه ) ( فارسى )
شده و رسوم آنان بريده گشته است . جغرافىدانان اسلامى نيز در آثار خود اشاره به اين موضوع كردهاند : ابن حوقل در كتاب صورة الأرض هنگام يادكردن از اقليم فارس از قلعة الجصّ ( - دير گچين ) ياد مىكند كه زردشتيان يادگارهاى علمى ( - اياذكارات ) خود را در آنجا نگاه مىداشته و علوم رفيع و منيع خود را هم در همانجا تدريس مىكردهاند . و ياقوت حموى در معجم البلدان نيز در ذيل « ريشهر » از نواحى ارّجان فارس مىگويد كه دانشمندان آنجا كتابهاى طب و نجوم و فلسفه را با خط جستق كه به گشته دفتران ( - گشته دبيران ) معروف است مىنويسند . چهار طبقهء ممتاز مردم نزد ايرانيان باستان يعنى استاراشماران ( - منجمّان ) ، زميك پتمانان ( - زمين پيمايان ، مهندسان ) ، پجشكان ( - پزشكان ) و داناكان ( - دانايان ) نشانهء توجّه آنان به علم و معرفت و طبقهء اخير يعنى دانايان همان انديشمندان و حكيماناند كه در آثار اسلامى امثال و حكم و پندها و اندرزها به آنان منسوب است كه فردوسى هم مكرّر اندر مكرّر مىگويد : ز دانا شنيدم من اين داستان . وجود كلمات و اصطلاحات علمى همچون توهم ، تخم ( - هيولى و مادّه ) ، چيهر ( - چهر ، صورت ) و گوهر ( - جوهر ) و همچنين كتابهايى همچون البزيدج فى المواليد ( بزيدج - در پهلوى ويچيتك و در فارسى گزيده و در عربى المختارات ) ، و الاندرزغر فى المواليد ( اندرزغر - اندرزگر ) نشانهء جريان علمى در آن روزگار بوده است . همين جريان بود كه وقتى در زمان انوشيروان ژوستى نين امپراطور روم مدارس آتن را بست تنى چند از فيلسوفان يونانى به ايران پناهنده شدند و آنجا را مكان نعيم و جاى سلامت براى خود يافتند . اينكه پيامبر اكرم ( ص ) سلمان فارسى را از خاندان خود بهشمار آورد كه سلمان منّا أهل البيت . و وقتى ابتكار او را در حفر خندق ( - كندك ) مشاهده فرمود دست بر زانوى او زد و فرمود : لو كان العلم بالثّريا لناله رجال من فارس . اگر دانش در